تو را دوست دارم گیلان.دلم همیشه برای سبزی تو تنگ است واین همه تصویر وتابلوی بیبدیل گوشه ای از جمال زیبای توست که الطاف پروردگار بر ما شمالیهای سبز عطا کرد.تو را دوست دارم گیلان .از مردابهای انزلی تا امیر کلایه .از ساحل زیبا کنار تا کلاچای پر خاطره .از بازارچه های قدیمی گذر مسجد چهار پادشاه تا امیر بنده ی زادگاهم.حیف که چه زود تو را به دست غریبه وزمانه بدکار سپردند .حیف که سفید اب عزیز و اشکورات باشکوه چگونه تاراج لودرهای راه سازی قرار گرفته تا سد پلرود ساخته شود حیف از بکرترین طبیعت گیلان که اکنون نابود شد .و حیف وصد حیف از عباس امیری از محمود بهرامی واز صدایی که این روزها دیگر از غم رعنا و نوای شاد گیلانی نمیخواند.از فریدون پور رضا که در بستر بیماریست و از زنده یاد علی کسمایی .گیلان من برای این همه مفاخر واین همه دلتنگی زادگاهم تو را دوست دارم و ارزو دارم روزی جسمم در خاکت پناه بگیرد و این دل مشغولیها را از من به یادگار برای ایندگانی که خواهند امد به میراث بماند.