کاربرد لنز ماکرو در عکاسی طبیعت
در این نوع عکاسی عمق میدان زیاد در نتیجه وضوح بالای تصاویر یکی از نکات
کلیدی است. بنابراین استفاده از دریچه های دیافراگم کوچکتر بین f/16 تا
f/22 توصیه می شوند. با این انتخاب نور کمتری به سنسور دوربین رسیده پس
بهتر است برای این عکس ها از سه پایه استفاده کنید تا لرزش دوربین هم کم تر
شود. لنزهای با زاویه عریض (wide) در این نوع عکاسی زیاد به کار می روند
چراکه عمق میدان بیشتری به عکاس داده، همچنین نمای عریض تری را در اختیار
قرار می دهند. فیلتر های عکاسی نیز زیاد به کار می آیند. مثل فیلتر کاهنده
نور (ND) و فیلتر پولاریزه (polarizing filter). یکی از نکاتی که به جذابیت
بیشتر مناظر کمک می کند اصول ترکیب بندی است. پس قانون یک سوم را به خاطر
داشته باشید . در ادامه
تعدادی عکس منظره را برای الهام شما گلچین کرده ام.
لنز واید از نظر شکل ظاهر از لنز نُرمال کوتاهتر بوده و
دارای فاصله کانونی کمی میباشد بنابراین دارای زاویه دید باز میباشد .
این لنز در مکانهائی که امکان عقب رفتن عکاس برای قرار گرفتن تمام سوژه
مورد نظر در نمایاب نباشد کاربرد شگرفی دارد و با استفاده از این لنز می
توان فضای بیشتری را در عکس جای داد.عکس زیر جواهردشت گیلان میباشد .
2444AF 24-85mm f/-85mm f/2.4-85mm f/2.8-4D IF
امروزه اغلب عکاسان با کنتراست به خوبي آشنايي دارند و ميدانند چگونه از آن در شکل دهي يک تصوير زيبا و جالب توجه استفاده کنند، چرا که کنتراست صحيح باعث جذابيت بيشتر تصوير خلق شده ميگردد.
به طور کلي 2 نوع کنتراست وجود دارد.
نوع اول، کنتراست نوري است که نمونه بارز آن تصاوير سايه نما يا سيلهوت ميباشد که وجه تمايز آشکاري بين پيش زمينه تاريک و پس زمينه روشن وجود دارد و سوژه با اختلاف آشکاري در برابر پس زمينه قرار ميگيرد. اين نوع کنتراست به ويژه در عکسهاي تک رنگ به شدت تاثير گذار است (تنها عامل ايجاد تصوير در اينگونه عکسها اختلاف روشنايي بين قسمتهاي مختلف کادر است) و عدم توجه به آن موجب افت کيفيت و ارزش عکس مي شود.
دوم، کنتراست رنگي است که کمتر استفاده مي شود زيرا اغلب مردم توجه چنداني به آن ندارند و در واقع اين نوع کنتراست در دنياي عکاسي رنگي مطرح مي شود. گرفتن عکسي با کنتراست رنگي صحيح اندکي دشوار تر از نوع قبلي است.کنتراست رنگي داراي اهميت خاصي است خصوصا آنجا که کنتراست کافي از نوع نوري وجود ندارد...ادامه دارد.
انتخاب فرم صحیح توسط عکاس متناسب با مفهوم مورد نظر وی به ثبت تصویری ماندگار خواهد انجامید. هوشیاری عکاس می تواند از تقابل فرم و محتوا ، تصویری جاودانه را به ثبت برساند.
این عکس که از آبشار ویس دار در شمال ایران عکاسی شده برای نشان دادن حرکت آب با استفاده از زمان نوردهی بالا ثبت شده است.
هر زمان که عمق میدان برای شما اهمیت داشته باشد باید از حالت Av استفاده
کنید و یکی از سه نوع عکس ذکر شده در بخش عمق میدان را عکاسی کنید.
محل قرار گرفتن موضوع اصلى اهميت بسيار زيادى دارد و باعث توفيق يک تصوير يا برعکس عدم موفقيت آن خواهد شد. در هر تصوير نواحى برترى وجود دارد که چشم درست دارد در آنجاها آرام بگيرد. معمولاً اين نقاط برتر در تقاطع خطوط فرضى قرار دارد که تصوير را از عرض و طول به سه قسمت مساوى تقسيم مىکند.
وقتى موضوع بر روى يکى از اين چهار نقطهٔ قوى قرار گيرد يک کمپوزيسيون نامتقارن ايجاد خواهد شد. اگر در عکاسى از يک منظره خط افق در وسط تصوير قرار گيرد همهٔ عناصر بالا و پايين اين خط داراى ارزش مساوى خواهند شد و در اين صورت منظور موردنظر عکاس نامعلوم خواهد ماند. در کمپوزيسيون نامتقارن، براساس استفاده از يک نقطهٔ قوي، موضوع داراى ارزش و اهميت خواهد بود و چشم بيننده پس از حرکت در تمام بخشهاى تصوير، روى موضوع اصلى متمرکز خواهدشد.
ارتباط بين اجزاى مختلف يک تصوير بايد بهگونهاى هماهنگ صورت بگيرد. اين هماهنگى شامل هماهنگى در موضوع، هماهنگى در خطوط، هماهنگى در رنگها و هماهنگى ارزشها و تودهها باشد. هماهنگى موضوعى مثل دريا، آسمان، ساحل و ... هماهنگى خطوط مثل ابرهاى کشيده، ساحل و ... ؛ هماهنگى رنگها مثل گلهاى شقايق ميان گندمها و هماهنگى ارزشها و تودهها مثل رشتهکوهها.
آنچه ما را در شکل دادن به کمپوزيسيون بيشتر عکسها راهنمايى مىکند، نظمو ترتيب است. موضوع اصلى با کمک نظم و ترتيب ارزش کامل خود را نشان مىدهد. در يک تصوير نبايد از عناصر زيادى استفاده شود و بايد تنها عناصر لازم و مثبت انتخاب شوند. وجود عناصر زياد در يک تصوير، باعث بىنظمى و آشفتگى خواهد شد. گاه مىتوان با بزرگتر نشان دادن موضوعاصلى و ايجاد عکس ساده، تمرکز بر موضوع را ايجاد نمود.
اصل نظم در مورد زمينه نيز بايد رعايت شود. در شروع کار بهتر است زمينههاى ساده مانند آسمان، دريا، برف، ديوار و غيره استفاده شود. با گذشت زمان و اندوختن تجربه مىتوان از زمينههاى مختلف براى ايجاد محيط مناسب استفاده کرد. براساس اصل نظم نبايد در يک تصوير چندين مرکز توجه با ارزش يکسان وجود داشته باشد؛ زيرا موجب سرگردانى نگاه بيننده خواهد شد. البته در اکثر موارد نقطهٔ توجه دومى وجود دارد که در واقع موجب تأکيد بيشتر بر ارزشهاى موضوع اصلى مىشود.
بهطورکلى بايد تصديق کنيم که اگر عکسى خوب ترکيب نشده باشد و عناصر آن خوب انتخاب نشده باشند و در محل صحيح خود قرار نگرفته باشند، براى بيننده خوشايند نخواهد بود.
هنگام عکس برداری از مناظر، نباید افق را در مرکز عکس قرار دهید. استفاده از ”
قانون یک سوم ” باعث می شود که نتایج بهتری به دست آید. تصویر را طوری
تنظیم کنید که قسمت مهم آن، آسمان یا زمین، دو سوم صفحه را اشغال کند. در
تصویر بالا، آسمان بخش اصلی تصویر است. در عکس بالا دقت کنید که ” قانون
یک سوم ” را هم در مورد افق و هم در مورد خورشید استفاده شده است
